مشاهده مطلب

      ۲۴ خرداد ۱۳۹۶      ۰             37417      یادداشت   Print This Post Print This Post

خبر به همین سادگی بود؛ محمدعلی ثابت‌قدم رفت. شهرداری که دوران مدیریت اش یکی از پرهیاهوترین دوره‌های شهرداری در رشت محسوب می‌شود. شورای چهارم رشت در دوران مسئولیت خود سرانجام توانست با رای ۱۰ نفر از اعضای شورا  ثابت‌قدم را عزل کند تا این بار سهم اش از پروژه استیضاح ناکامی نباشد. پروژه‌ای که دو بار دیگر با ناکامی به اتمام رسیده بود. حالا شورای چهارم رشت یک میراث دارد و آن عزل ثابت‌قدم است.

اما این بار دیگر شاید برای خود ثابت‌قدم هم اهمیتی نداشت که برود یا بماند. چه او بود که پیش‌ازاین گفته بود “بهتر است جلسه استیضاح به‌جای سه‌شنبه دوشنبه برگزار شود تا وقت شهروندان بیش از این گرفته نشود.” او شهردار عملگرای رشت بود، اما شاید پیش‌ازاین تمام‌شده بود. زمانی که برخلاف ایده اولیه‌اش یعنی سیاسی نشدن جایگاه شهرداری، در انتخابات موضع مشخصی گرفته و هم در گفتار هم در عمل از حجت‌الاسلام رئیسی حمایت کرده بود؛ آن‌ها در استانی که ۶۹درصد مردم آن به جناح اعتدالی و اصلاح‌طلب  رای می‌دهند. شاید ازاین‌رو موضوع استیضاح برای اغلب افکار عمومی و نخبگانِ طیفی که بیشترین حمایت از وی را در دوران فعالیت و استیضاحش داشته‌اند چندان حائز اهمیت نبود. حامیانی که جنس حمایتشان نه از باب تغییرات مداوم کارمندان شهرداری رشت با آن ساختار سنتی و قهوه‌خانه‌ای‌اش که از باب توجه به «توسعه» بود.

هنوز معلوم نیست شورای پنجم رشت با وزن بالای سیاسی و اجرایی خود به کدام فرد برای تکیه زدن بر کرسی شهرداری رشت رای می‌دهند؟ مشخص نیست که شهردار بعدی چقدر بتواند در حوزه اجرایی رشت را همسان شهردار قبلی به‌پیش برود. چیزی که سابق بر این مشخص کرده است، رشت، سخت به «توسعه» نیازمند است. به اینکه سرمایه‌گذاران بدون دغدغه وارد این شهر شوند و از کنج عزلت و عقب‌ماندگی خارج اش کنند. شهروندان رشت هم انتظار حل معضلات چندین ساله رشت از قبیل حل معضل ترافیک، ایجاد فضای سبز، حل مشکلات حاشیه‌نشین‌ها، زدودن فقر، برند شدن شهر در جمع شهرهای خلاق و… را دارند. اما آیا درد رشت فقط توسعه بود؟

رشت، بیش و پیش از همه این‌ها به چیز دیگری نیاز داشت که یک‌بار در جریان برف سال گذشته و بار دیگر هم در ایام انتخابات به‌صورت زیبا و غمگین اش سیلی خورد تا این شهر شب‌های روشن از خواب گران بیدار شود و آن چیزی نبود جز «اعتماد». اعتماد به اینکه همه ما جزئی از شهروندان رشت هستیم و حق‌داریم هرکدام در سرنوشت این شهر سهیم باشیم. اعتماد به اینکه می‌توان باهمفکری امورات شهر را بیشتر و بهتر پیش برد. اعتماد به اینکه توجه به نخبگان و نظرات آنان در اداره امور شهر چیزی از اقتدارگرایی مطلوب شهردار کم نمی‌کند. اعتماد به اینکه سرمایه این شهر “باهم بودن” است نه “بر هم بودن”!

در اینجا بد نیست به نقل‌قول یک روزنامه‌نگار آمریکایی در مستند ماجرای “واترگیت”  اشاره‌کنم. او گفته بود: «اینکه رئیس‌جمهوری دروغ بگوید یا درنهایت استعفا کند، مهم بود. اما همه داستان نبود، چیزی که داشت آمریکا را به سمت فروپاشی می‌برد و مردم را متحیر کرده این بود که یک نفر باقدرت زیاد، در ذهن خودش، رقیب سیاسی خود را “دشمن” می‌دانست و برای حذف رقیب از امکانات حکومتی هم استفاده می‌کرد، این آن چیزی بود که آمریکایی‌ها از آن احساس خطر کردند و آمریکا نیز درنهایت، ترجیح داد که ” اعتماد” بماند و نیکسون برود.»

حالا شهردار رشت رفته است. ثابت‌قدم رفته است تا برای رشت «اعتماد» بماند و بس.

*فرشته رضایی

گیل پرس نیوز: انتشار اخبار و یادداشت های دریافتی به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت انجام رسالت مطبوعاتی و احترام به مخاطبان منتشر می‌شود.

 

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.