مشاهده مطلب

      ۲۲ خرداد ۱۳۹۶      ۰             37238      پیشنهاد سردبیر, سیاسی   Print This Post Print This Post

طبقه متوسط؛ اصولگراها را شوکه کرد/ ریزش رأی راست‌گرایان

پیام افزایش آراء روحانی در برخی مراکز استان‌ها | وقتی طبقه متوسط، موتور محرکه طبقه محروم شد

نگاهی به نتایج انتخابات در مراکز برخی استان ها و پایتخت می تواند تاییدی باشد بر این گزینه که طبقه متوسط چگونه در انتخابات نقش‌آفرینی کرده و البته بیشتر از این حتی می تواند نشان دهد که گفتمان سال های اخیر اصولگرایان چگونه موجب ریزش سرمایه اجتماعی محسوس آنها در انتخابات شده است.

اردیبهشت، ماه خوبی برای اصولگرایان نبود، مثل اسفند که یادآور خاطره بد دیگری برای آنهاست. در زمستان «بهارستان» را از دست دادند و در بهار نه به «بهشت» رسیدند نه به «پاستور». با امید فراوان برای داشتن کرسی پارلمان آمده بودند و به شورا و ریاست جمهوری نگاهی از سر شوق داشتند حالا اما گوشه نشین تر از همیشه، چشم به سال های پیش رو دوخته‌اند. آنها بخش زیادی از قدرت رسمی در سطح انتخابی را از دست داده اند. سریالی از اتفاقات تلخ برای راست گرایان.

عبور طبقه متوسط از اصولگرایان

اصولگرایان در این انتخابات با سه نامزد در رقابت حضور داشتند؛ محمد باقر قالیباف ، ابراهیم رییسی و مصطفی میرسلیم.دو نامزد اول که در واقع چهره های اصلی آنها در انتخابات بودند در بخش سرمایه اجتماعی نقاط اشتراک و نقاط افتراقی داشتند.

در سطح نخست به نظر می رسید که محمد باقر قالیباف می دانست بخش اعظم رای او را طبقه متوسط تشکیل می دهد. به یک معنا او از دو بار سابقه حضور در انتخابات دریافته بود که جنس سرمایه اجتماعی متمایل به او بیشتر در این طبقه خودنمایی کرده و این بار نیز نظرسنجی ها که از هفته ها قبل صورت گرفته بود باز همان گواهی را می داد. او هم در طبقه متوسط شهری رای داشت و هم در طبقه متوسط سنتی.

قالیباف اما از یک مساله دو وجهی اطلاع کامل داشت. اول اینکه به خوبی می دانست جمعیت طبقه متوسطی که احتمالا و در صورت عدم وقوع پدیده های لحظه آخری به او رای خواهد داد تنها بخشی از این طبقه است و بخش اعظم طبقه متوسط در اختیار اصلاح طلبان و حامیان دولت مستقر است که نامزدشان  حسن روحانی بود.

در وجه دیگر او می می دانست که برداشت او از رای طبقه محروم اندک است و جناح اصولگرا نیز در این بخش برای او نقش تخریبی خواهد داشت. خاصه آنکه نامزد جناح اصولگرا ابراهیم رییسی بود و محمد باقر قالیباف دیگر شکی در این مورد نداشت . پس او تمام تلاش خود را به صورت فردی به کار بست تا رای این طبقه را به دست آورد . بنای او این بود که رای طبقه محروم را با شعار ها و وعده هایی که می داد از ابراهیم رییسی گرفته و با اضافه شدن این رای به رای طبقه متوسط خود را در نظرسنجی ها رشد داده تا جناح از تصمیمش برای حذف او منصرف شود .

اینچنین بود که شعارهایی همچون سه برابر کردن یارانه ها ، یارانه بیکاری ، تولید چند میلیون شغل ، پر کردن یخچال ها از مواد غذایی از سوی قالیباف مطرح شد.  بعد از مناظره آخر اما یک اتفاق مهم رخ داد . با روشنگری های روحانی و جهانگیری رای طبقه متوسط قالیباف ریخت و او با رشد منفی در نظرسنجی ها مواجه شد. او حالا باید کناره گیری می کرد؛ راهی جز این نداشت.

همان زمان برخی اعتقاد داشتند که رای قالیباف نه رای طبقه متوسط که رای طبقه محروم است و بعد از کناره گیری او موجب رشد سریع و شوک مثبت به آرا رییسی خواهد شد. نظرسنجی ها بعد از کناره گیری اما نشان داد حرف کسانی که می گفتند بخش قابل توجهی از آرا قالیباف رای طبقه متوسط است و بعد از کناره گیری به سمت روحانی خواهد رفت درست تر بوده است .

شیب البته در ادامه به نفع حسن روحانی تندتر شد و آرا بیشتری از انصراف قالیباف به سبد رای روحانی ریخته شد.

رئیسی در کدام طبقه جامعه دنبال رای بود؟

اما بحث اصلی از همین جا آغاز می شود . از جایی که ابراهیم رییسی نامزد نهایی اصولگرایان شد. او البته از همان ابتدا هم نامزد اصلی بود اما ماندگاری قالیباف زمان  خودنمایی رییسی به عنوان نامزد نهایی را به تاخیر انداخته بود .

دیالوگ او برای جذب رای در انتخابات همان دیالوگ های همیشگی جناح بود . آنها سرمایه اجتماعی خود را در طبقه محروم می‌بینند و گفتمان ضد طبقه متوسط را دنبال می کنند. حال آنکه اگر محمد باقر قالیباف هم در ادوار انتخابات  جذب رای از طبقه متوسط داشته این رای فردی او بود و چندان ربطی به رای جناح نداشته است. خاصه آنکه شیفت این آرا بعد از انصراف قالیباف به سمت روحانی این گزاره را ثابت می کند که آن بخش از طبقه متوسط که نظر به رای دادن به قالیباف داشته ، نظر شخصی و نه جناحی داشته است .

ابراهیم رییسی از همان ابتدا گفتمان ضد طبقه متوسط  را به رخ همه کشید. او برای اینکه طبقه محروم را راضی به رای دادن به خود کند شعارهای ضد سرمایه داری، شعار ضد تمایلات طبقه متوسط می داد و نوعی وانمود می کرد طبقه متوسط حق طبقه محروم را در جامعه تصاحب کرده است. تا لحظه آخری که اصولگرایان با حضور ابراهیم رییسی در انتخابات نوید و وعده پیروزی می‌دادند امیدشان این بود که رای بخش حاشیه نشین و طبقه محروم بر رای طبقه متوسط شهری و سنتی غلبه کرده و اتفاقی مانند سال ۸۴ رخ خواهد داد . نکته اما این است که نتایج انتخابات ضمن نشان دادن نادرست بودن ادعاهای آنان این نکته را تاکید کرد که رای اصولگرایان در بخش های مهمی از جامعه ریزش کرده است و نشان داد که گفتمان آنها که توسط ابراهیم رییسی تشدید شد ، موجب شد که بخش زیادی از طبقه متوسط از جناح اصولگرا روی گردانده و طبقه متوسط ، موتور محرکه طبقه محروم شده و موجبات پیروزی۲۴ میلیونی حسن روحانی را پدید آورد .

نگاهی به نتایج انتخابات در مراکز برخی استان ها و پایتخت می تواند تاییدی باشد بر این گزینه که طبقه متوسط چگونه در انتخابات نقش آفرینی کرده و البته بیشتر از این حتی می تواند نشان دهد که گفتمان سال های اخیر اصولگرایان چگونه موجب ریزش سرمایه اجتماعی محسوس آنها در انتخابات شده است.

 

نکته مهمتر اما این است که اصولگرایان نه تنها نتوانستند در انتخابات به جذب سرمایه اجتماعی بیشتر اقدام کنند بلکه آرا  مهمی از جناح را نیز در بسیاری از نقاط کشور از دست دادند . این مساله را می توان از افزایش محسوس رای حسن روحانی در بخش های مختلفی از کشور دید .

این مساله البته نه فقط در انتخابات ریاست جمهوری که در انتخابات شورای شهر هم دیده شد . مثلا در مشهد اگر چه که رقیب حسن روحانی رای بیشتری را به دست آورد اما در شورای شهر جناح اصولگرا شکست سختی را متحمل شد و این شورا که وشهرداری مشهد را که پایگاه مهمی برای آنها بود را از دست داد. همچنین در شهرهای دیگری همچون شیراز نیز چنین اتفاقی رخ داده است. اصولگرایان دچار ریزش شدید اجتماعی شده اند . شاید زمان تجدید نظر در تیم رهبری جناح فرا رسیده است.

 

 دیدگاههای کاربران

  1-  دیدگاهها پس از تایید مدیر سایت نمایش داده می شوند.
  2-  از ارسال دیدگاههای تکراری و حاوی توهین به حزب یا گروه خاصی پرهیز گردد.